مرثیه ای پدرانه و دخترانه برای وطنم
بگذار قدم زنان و شرمنده بگذرم
از سکوت ساکت روزنامه عصر
در صحرای سرد آگهی
در صحرای سرد تسلیت
===
بر من و دخترم
از پشت پنجره
راهی گشوده اند
تا جشن شمارش شلاق
بر پوست ابریشمین تو
ای پسر عموی درختان
نگاه کن پسر عموی سپیدار
نگاه کن صدای رعشه جنگل
ما پنجره مان را گشوده ایم
تا آفتاب گل آلود را
بر آیینه بنشانیم
با ما خطوط خسته ذهن دختران نابالغ
در روز نامه های دولتی پیر می شود
چرا که در هراس نیافتن تو پسر عموی گیاهان
می ترسم از
یائسگی درختان و دختران
از بیژن نجدی
با اندکی دستکاری