تبليغاتX
سومینا
سومینا
تراوشات ادبی یک جامعه شناس نصفه نیمه
کلاغ بیچاره
کلاغ بیچاره

امروز

آمده بودی روی درخت باغمان...

 

 

موسیقی سر به آسمان کشیده قار قار خزان زده ات را شنیدم

اما خواهش شاه بلوطیه چشمانت را ندیدم

....

تا به طلاییه باغمان سپید نپاچیده اند

دوباره سری به ما بزن

 

 

 

 

کلاغ بیچاره!

سیاه تنت را اینجا به میهمانی رنگ های داغ بسپار

اینجا سرمای انگشتان خسته ای هر روز باران برگ ها را همراهی می کند

از ارتفاع یک و نیم متری چنار تا نمناکی زمین.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 9  توسط الناز  |